![]() |
![]() |
|
|
دوباره ازم شعر خواستن (فروردين سال ۷۰ بود ...نيمه شب .....) "شرمسار" در پاي كوي تو حراج عشق بود ... هر مشتري به بهاي نگاه تو مبلغي فزود ... من هم در آن ميان جان دادم و گوشه چشمي را خريدمش.... شرمنده ام از اينكه چه ارزان خريده ام ..................... --------------------------
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/04/30ساعت 15:19 توسط من و سازم |
|
|
یک توالت بین راهی بود .... افراد ایستاده در صف با قیافه هائی جدی ٬ متشخصانه و متفکرانه منتظر و در حالی که به خود می پیچیدند به دقایقی دیگر امیدوار بودند " در اندرون من خسته دل ندانم کیست که من خموشم و او در فغان و در غوغاست " و حتی هرزگاهی که نفیری و یا ملودی ناموزونی از هر مستراحی بر میخاست هیچ کس به روی مبارک خود نمی آورد و خندیدن را امری بی کلاس میدانستند .... در همین حین جمله ای ادیبانه و خشن با لهجه غلیظ آذری تمام حواسها را به سوی خود جلب نمود : " ش ا ش داری یا ا ن داری ؟!!!!!!!!!!!! " مخاطب پسر بچه ای لاغری بود که در حالی که با دست صورت خود را پوشانده بود به خود می پیچید و خود را به پاهای پدر میچسباند از اینکه در میان جمع پاسخی بدهد خجالت میکشید و زیر لب کلماتی نا مفهوم ادا میکرد پدر اینبار با یک پس گردنی خفیف جمله خود را تکرار نمود : " میگم ش ا ش داری یا ا ن داری ؟" پسر بچه اینبار آهسته چیزی گفت که فقط پدر شنید و پس از اینکه تلنگری محکم به پسرک زد در جواب گفت : "خب بتمرگ دیگه" و بعد سر بلند کرد و وقتی دید همه با تعجب ایشان را می نگرند با لبخندی ملیح گفت : " ببخشید بچه اس دیگه " و من هنوز نفهمیدم که ایشان چرا معذرت خواهی نمود ! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/04/18ساعت 11:49 توسط من و سازم |
|
|
راویان اخبار و طوطیان شکر شکن شیرین گفتار و اساتید زبان و ادبیات فارسی و انگلیسی!! نقل فرموده اند که یک کلمه را در جمله بایستی معنی نمود ...لذا از دوستان عزیز خواهشمند است پس از خواندن متن ذیل کلمه قرمز رنگ را در جمله مربوطه معنا و بنده را از قولنج مغزی یا همان گ...ه گیجه خودمان برهانند........ زمان و مکان : آخر شب ٬ یک مجلس طرب گوينده : یک نفر مکرمه محترمه ( دوشیزه نبود! ) ....( یعنی راستشو بخواین ما اينطوري شنيديم !!! ) وضعیت پوشش : (۱۶-)..............!!! حالت : به علت تراوشات ذهنی و ترشحات جسمی ! ٬ لب گزان :
"واای ی ی ی ٬ به چشم برادری !!!! چه حالی میکنه آدم با تو " ---------------------------------------------------------------- پي نوشت : دوستان عزيزي كه راجع به اسم وبلاگ من ميپرسيد ............................نپرسيد!!!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/04/04ساعت 8:15 توسط من و سازم |
|
|
در یک مهمانی : - ایشششششششش ...با اون فکش .... خوشگل ندیدی پس ! - خوب خوشگل کیه مثلا" ؟ - جنیفر لوپز !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! - به جان مادرم اونو هم ببینی یه ایراد روش میذاری . - خوب آره اون هم ک...ش * خیلی گنده س !!! - حالا تو ایران کی ....؟ - ایناها ... مثلا" همین شهین جونو خیلی قبول دارم !!! شهین جون : واااااااااا قربونت برم عسلم چند روز بعد یک مهمونی دیگه : (رو به مهوش و اشاره به شهین که داره میرقصه ) - این شهین دماغشو عمل کرد بدتر شد باید کلا" صورتشو عوض کنه ! - واااا آزی جون پاهای پرانتزیشو چی کار کنه پس ؟ - سینه هاشم که خیر سرش اندازه هندونه اس!! - من همیشه میگم خوشگلی به این حرفا نیس ....الان توی این جمع فقط خودم و خودت ...نیگا کن بقیه رو ........ - آره به خدا ....تو که واقعا" حرف نداری .... من همیشه گفتم ...... ---------------------- پی نوشت : - این داستان همچنان ادامه دارد و حالا حالاها نیز ادامه خواهد داشت * ک....ن = ماتحت ٬ باسن ٬ قالپاق ٬ دفرانسیل ٬ درد و بلا ٬ استعداد ٬ هنر تجسمی
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/03/25ساعت 8:40 توسط من و سازم |
|
|
آقا ما ميخوايم طنز بنويسيم نميذارن .... ما يه غلطي كرديم چند تا از شعراي زمون جوونيمون رو كه حالي بود و چيزي مينوشتيم رو اين تو گذاشتيم ( منظورم توي اين وبلاگه آدماي كج ذهن !!!) حالا گير ميدن بعضي وقتا و درخواستي ميرسه .... نامرديه روي اين عزيزان رو زمين انداختن .... ولي هر شعرم يه توضيحي داره .... ...بهش ميگفتم تو مثل آتيشي ٬ ميگفت چه جور آتيشي ؟ آتيش كه بعضي وفتا لازمه كه .... واسش اينو گفتم :
نميدانم كه هستي تو ؟ خليل الله ؟ كه اينسان آتشي اما نميسوزي... نميدانم چه هستي ؟ آتش طوري ؟ كه مفتونم چنين كردي و يا آن آتشي هستي كه زردشت گفت وصفش را شراري ؟ اخگري ؟ داغي ؟ غمي ؟ يا آتش هجري ؟ بگو آخر چه هستي تو ؟ كه هستي تو ؟ نميدانم خدايا چيست اين آئين ؟! چو زيبا شعله اي تابان كه كس را تاب آن نبود كه دست حتي براي لحظه اي نزديك آن آرد .... چنانستي همه مبهوت اين نورند و و بر خود جملگي كورند نگاه از گوشه چشمت مثال يك شرر آنسان كه خلقي را ز سر تا پا بسوزاند به خلق آتش زند اي داد ....آخر چيست اين آئين ؟ كجاست آن كس كه نزديك آيد و از شعله ات خاكسترش بر باد بگريزد ؟ آن بگذشته از خود كيست ؟ ميداني.......؟! منم ...اي جاودان آتش بدان هر چه كه مي باشي من اول كس بسوزم از لهيبت خود چنان خواهم و تو هر كس كه خواهي باش اگر شمعي نگه كن تا چسان بال و پرم زيبا و روح انگيز ميسوزد شراري ؟ .......... پنبه ام ! داغي ؟ ........... دلم ! بر گو كه هستي تو كدامين كيش را خواهي ؟ كدامين پاكتر بودند ؟ ابراهيم يا زردشت بگو تا بنگري آتش پرستي چيست ! عاشقتر بر آتش كيست ! در آتش غنودن چيست ! اگر طوري ... چو موسي يم جهنم گونه اي ؟.... كافرتر از من نيست
الا اي آتشين رفتار ... سمندر وار خاكستر شوم از آتش عشقت و تو هر كس كه خواهي باش .......
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/03/11ساعت 8:31 توسط من و سازم |
|
|
شنیده ها حاکی است که کتاب فارسی دبستان دختران از پسران جدا شده و هر کدام مطالب مربوط به خودشان را خواهند داشت ... چون ماها جنس خودمون رو میشناسیم و میدونیم از این به بعد پسرا اول کتاب دخترا رو میخونن و بالعکس و در جهت جلو گیری از اشاعه فحشا هم یحتمل در کتاب دختران به جای دهقان فداکار بایستی شاهد کمی تا قسمتی استریپ تیز خانم مثلا" اشرف سینه چاک باشیم دیگه .... حال به نظر شما ایشون از کدوم تیکه لباسش برای آتیش درست کردن بهتره استفاده کنه ؟!!!! |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/03/04ساعت 8:59 توسط من و سازم |
|
|
همه دانشمندا زر زدن تا حالا ٬ علت اصلیش این بوده : دایناسور نر : عزیزم بیا بریم پشت این کوه کارت دارم .... دایناسور ماده : نوچ ٬ نمیام .... نر : یه دقه بیا ٬ یه چیزی میخوام بهت بگم .... ماده : همین جا بگو خوب ... نر : بابا رفته بودیم اومده بودیما .... ماده : نخیرم ... نمیام نر : همین گه بازیا رو در آوردی نسلمون منقرض شد دیگه ... ---------------------------------- قابل توجه عزیزانی که ....... !!!!!!!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/02/26ساعت 11:38 توسط من و سازم |
|
|
اینبار یه کم جدی برای دوستانی که شعرامو خواستن : "یه شب تابستونی بود ....توی یه باغ بودیم ..... باد بدی میومد .... موهای بلند اونو به هر طرفی که دلش میخواست میبرد ....و من حسرت زده ....." فریاد نتاز ای باد نتاز ای باد چه کینی داشتی با شانه دستم ؟ چه بد دیدی ز من ای باد ؟ چرا آخر ؟ الهی بشکند دستت! مرا با عطر زلفش خاطره ها بود.. تو زلفش را پریشیدی تو عطرش را چه دزدیدی تو ای دزد غریب عطر و یاد او ببر من را به اوج آسمان ٬ تا کهکشان ٬ تا بیکرانهایت ببر من را به آنجائی که عطرش را خفا داری که همواری زلفش را نهان کردی به دنیا این همه گل بود گل من را چرا آخر؟! بکردی هر چه باداباد...؟ ز جورت میزنم فریاد که لعنت بر تو باد ای باد دمت سرد و دلت خون باد تو ای یغماگر ای نامهربان ای باد همه کارت خراب و پایه ات بر باد |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/02/21ساعت 8:9 توسط من و سازم |
|
|
حضار در حالی که از انتصاب یک زن به عنوان رئیس شاکی بودند به هر طریقی اعتراض میکردن و خانم هم جواب داده و از خود دفاع میکرد .... یکی از حضار : خانومممم ... شما چی از مدیریت میدونین .... اولین اصل مدیریت انتخاب نفرات زیر دست مناسبه ... خانوم : بعله ... میدونم ... من انتخابم رو کرده ام یکی دیگه از حضار : به نظر من شما نمی دونید که کی برای چه پستی مناسبه ... خانوم : !!!!!!!!!"MAN KHODAM MIDONAM KIRO KOJA BEZARAM" همه لال شدن .... حرق حساب جواب نداره خوب.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/02/15ساعت 8:35 توسط من و سازم |
|
|
خانم گ . ... رئيس دانشگاه الز.... ا در تهران : بدحجابي زنان موجب فعال شدن غده هيپوفيز مردان در توليد مثل ميشود !!!! لذا بنده از همينجا در راستاي فارسي را چيز كنيم اصلاحات زير را پيشنهاد ميكنم : ۱ به جاي واژه شنيع و مانوس به ت خ م م بگوئيم به هيپوفيزم ۲- خواجه کسی را میگویند که هیپوفیزش درست کار نکند
۳- آغا محمد خان !!! آسوده بخواب ... خيلي مرد بودي
۴- فوق تخصصهاي غدد تابلوي خود را به متخصص وازكتومي تغيير دهند
۵- متخصصين غدد بنويسن ختنه بدون درد و خونريزي
۶- دنبلان به عنوان اندامي بيخود و ناشناس حلال اعلام شود
۷- كتابهاي تخصصي غدد در پزشكي به عنوان مجله س ك س ي جمع آوري و سوزانده شده و نويسنده را چوب در تیروئیدش نموده و از هیپوفیز باید آویزانش نمود
----------------------------------------------------------- پ ن : ای مردم دنیا بدانید که بالاخره ما فهمیدیم که زن و مرد با هم برابرند ....( چون جفتشون غده دارن) |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/02/07ساعت 8:5 توسط من و سازم |
|
|
یک دختر اصیل ٬ مدرن و امروزی ایرونی : - جواد ....! - ها....؟ - میگم از من لب گرفتی ....! - خب ...؟ - یه وقت حامله نشم ....؟
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/01/31ساعت 8:26 توسط من و سازم |
|
|
همشون همینطورن خانوما رو میگم ... همشون دوم خردادین ...یعنی فقط وعده میدن ٬ عمل نمیکنن از بچگی همینطور ازشون خالی شنیدیم و سرکار بودیم .... بعله از همون بچگی که هر کی میرسید میگفت : شومبولتو بخورم ولی الان هیشکی به روی خودش نمیاره !!! |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/01/24ساعت 8:57 توسط من و سازم |
|
|
وقتی میگن یه سریها دست چپ و راستشون رو نمیشناسن راست میگن دیگه .... میگین نه ؟!!! خوب اگر بشنوین یه نفر چپ کرده چه حالی میشین ؟ ...حالا اگر بشنوین همون نفر راست کرده چی ؟!!! پس نگید فرق نمیکنه !!!
" آپ كردم به من سربزن" "بدو بدو آپم " " من هر روز فقط برای تو آپ میکنم " ... این جملاتی است که بعضی از دوستان در کامنتدونی میذارن و همه نمونه اش رو دیدن ... از همین جا به این دوستان اعلام میکنم : هو هه !!! اگر منظورتون به روز شدن و up to date شدنه ...مثل آدم كامل بنويسين و يه نگاهي هم به ديكشنري بندازين ببينين up چه معني ميده ... اگر هم منظورتون يه چيز ديگه اس كه من هم براتون آپ ميكنم دلبندان -------------------------- پ . ن : - به روح اعتقاد داري ؟ - بعله . به نظر من روح پس ازخارج شدن از جسم آدمي به حيات خود ادامه داده و در دنياي باقي بسر بده و ... - تو اون روحت!!!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/01/14ساعت 14:33 توسط من و سازم |
|
|
با اجازه حضرت سعدی : ازدواج ( بر وزن افتعال ٬ اشتعال ٬ عشق و حال ٬ ضد حال ٬ ...) شتری را گویند که در خانه هر الاغی میخوابد . نقل است كه ازدواج همچون مستراح باشد٬ هركه اندرون است در فكر آن است كه خارج شود و هركه بيرون يك لنگه پا و " جيش دارم جيش دارم كنان " در تلاش براي دخول به آن . از خواص آن اين ست كه ذكور بعد از ابتلا تازه فيلشان ياد هندستان كند و بفهمند كه مهمي به نام خانوم بازي هم وجود دارد و ميبايست تعداد گرل فرند را افزايش و آمار ترتيب دادگان را بهبود بخشند . شعر : از نخورده بگير بده به خورده و اناث كه قبل آن به خاطر چ و س مثقال اضافه وزن همچون مرتاضان هندي انواع رياضتها را به جان خريده و در جهت فشن گشتن خود را به هر دري ميزدند بعد از اين شتر خوابي همچون طبل سكندري تركيده و از جلو و عقب و بالا و پائين همانند خرس قطبي باد كرده و چون اكوان ديو بر سر سفره ميبلعند شعر : پسند كرده پسند كرده از شيطان رجيم ( لعنت ا... عليه ) نقل است كه ذكور قبل از ازدواج مخشان بر سر فلششان است و آنطرف كه فلش باشد به همان سمت ميروند و اناث كه نه عقل دارند و نه فلش پس كلا" مرخصند... ------------------------------------------------------------------------------------- پي نوشت : ( اين با بقيه فرق ميكنه )!!! خانمي از طالع وارون شكايت كرد و گفت : اي خدا انصاف يا عقلي بده شوي مرا در نخستين روز شد يك دل نه صد دل عاشقم چون كه ديد اندر خيابان روي نيكوي مرا در پي ام افتاد و همچون سايه تعقيبم نمود تا بياموزد نشان خانه و كوي مرا تا براي وصلت ما آستين بالا زنند عمه خود را ميانجي كرد و خالوي مرا عاشق من بود پيش از وصلت و در دل نداشت خواهشي جز اين كه بيند روي دلجوي مرا ليك بعد از ازدواج از بسكه بدخو گشته است ميكند گهگاه با سيلي سيه روي مرا يك زمان ميگفت نامرد است اگر سودا كند با همه ملك جهان يك تار گيسوي مرا اين زمان تصميم دارد تا مرا گويد طلاق چون كه ديشب در غذا ديده است يك موي مرا
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/12/25ساعت 18:50 توسط من و سازم |
|
|
اسمش دنیا بود ... یه "باربی" تمام عیار با مشخصات و من همیشه فکر میکردم چطور پدر و مادری انقدر هنرمند باشند که بتونن تو دو سبک مختلف چنین آثاری خلق کنند!! مهمونی شلوغی بود ... جند دقیقه ای ساز زدم ... (خانوما مهربون شدن !!) درخواست کردن براشون بخونم ...گفتم خوب چی بخونم ؟ یه دفه دنیا گفت : میشه یه چیزی به اسم من بخونی عزیزم ... ؟ من که هنوز سرگرم جمع کردن مهربونیا از اطراف بودم گفتم باشه ... یه سینه ای صاف کردم و : دنیااااا ز تو سیـــــــــــرم .....در داااااامت اسیــــــــــــرم....بگذااااار که بمیــــــــــــــــــــــــــرم ....دنیاااااااااااااا دنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیا ..... یهو دیدم بغضش ترکید و دوید رفت تو اتاق ...آبجیش دستپاچه اومد جلو و گفت خیلی بدجنسی چرا زدی تو ذوقش ؟ !!!! بهش توضیح دادم که آخه من فقط همین یه آهنگ رو برای دنیا بلد بودم .... (خانوما بیشتر مهربون شدن !!!!!) به نظر شما من بدجنسم ؟ !!!!! ---------------------------------------------------------------- پی نوشتها : ۱- جوونی و جاهلی دیگه آدم یه موقعهائی قدر نمیدونه ۲- شاعران محترم ! برای لیلا و مریم هر چی سروده اید بس است ! به فکر بقیه خلق ا... هم باشید ۳- کاشکی میشد توضیح داد که حتی اگر اسمش شاخه نبات بود هم براش شکلاتی شکلاتی رو میخوندم ۴- اقایون باربی دار ! حتما" یه شعر مناسب برای باربیتون پیدا کنید ۵- شعر هم پیدا نکردید لطفا" دهنتون رو ببندید ضرب المثل اصلاح شده : تو اون دهنی که بی موقع باز شود !!!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/12/19ساعت 8:53 توسط من و سازم |
|
|
به بنده ثابت گردید که نسوان یا همون بانوان محترمه خیلی بیشتر از آقایون به امر ورزش توجه نشان میدهند چون : تعداد خانمهای مهمان خیلی بیشتر از اقایون بود ...فضل و کمالات همینطور داشت قلپ قلپ میکرد و میریخت زمین ...خیلی از این خانمها هم ماشا...!!! ( هیچی بگذریم !) یکی یکی داشتند راجع به اینکه هرکسی دوست داره چطوری هیجان و انرژیش رو تخلیه کنه و یا چه ورزشی بکنه پرس و جو میکردند ... نوبت من شد گفتند فلانی تو به چه ورزشی علاقه داری ؟ در حواب گفتم : ورزش با مردم !!!! نمیدونم چی شد که انگار بمب توی مجلس ترکید و خانمها بخصوص از خنده ولو شدند ...!!!! اینجا بود که فهمیدم این جمع نسوان خیلی به ورزش بیشتر علاقه دارند چون هم با جملاتی مثل " خدا نکشه تو رو ...." و یا" عجب بیشرفه " بنده رو مورد تشویق قرار دادند و هم دیگه با من خیلی مهربون شدند ---------------------------------------------------------------------------- پاورقی : ۱- آقایونی که مایلند مورد توجه خانمها قرار بگیرند فوتبال موتبالو بذارن کنار دودستی بچسبند به ورزش با مردم ۲- درسته خانمها همشون ورزشکار نیستند ولی ورزشکار واقعی !!!!! رو خیلی دوست دارند !! ۳- فوتبال دوستان عزیز برای ترغیب بازیکنان از کلماتی مثل " شیره و یا پلنگه " خودداری نموده و از جملات فوق الذکر استفاده نمائید تاثیرش خیلی بیشتره |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/12/11ساعت 10:56 توسط من و سازم |
|
|
چند سال بود ندیده بودمش با دوستاش بود ٬ خیلی خودم رو ذوق زده نشون دادم و در حالی که دستام رو باز کرده بودم به طرفش رفتم : به ه ه ه ه ه ه ه ... عبدا... جون چطوری ی ی ی ؟ بعد سه تا ماچ از اینور و اونور ( راستی ما ایرانیا چرا ۳ تا ماچ میکنیم ؟!!!!!!!) یه ذره تعجب کردو گفت : سام علیکمممم ! چطوری داداش... - نوکرتم عبدا... جون کجائی بابا؟ا!! دیدم دوستاش دارن یواشکی میخندن و زیر لب یه چیزائی میگن٬ توجه نکردم گفت : مشدی ما رو پاک از یاد بردی - عبدا... جون این حرفا چیه ٬ مگه اون همه عشق و حالی که با هم کردیم میشه فراموش کرد - نه بابا فراموشمون کردی - عبدا... اذیتمون نکن مگه ما چند تا رفیق با حال مثل داش عبدا... داریم دوستاش داشتن از خنده ولو میشدن و من متعجب که اینا چه مرگشونه .!!! گفت: نه دیگه بهت میگم که ما رو از یاد بردی!! -عجبا چطور مگه ؟!!! - داداش ٬ من شهروزم نه عبدا... !!!!!!!!!!!! ... هنوزم نفهمیدم اونروز دوستاش به من میخندیدن یا به اون !!! ------------------------------------------------------------------- انواع مدلهای ضرب المثل در این رابطه : ۱- سنتی : *با *چه * داره ؟ ۲- پست مدرنیته : آقای گودرزی ٬ شقایق خانومو ندیدی؟ ۳- ژورنالیستی : دانشمندان هنوز موفق به یافتن مبدا راه ارتباطی که به شقیقه خاتمه میابد نشدند ۴- کاهو سکنجبینی : ... به صفرش ده بر یک !!!!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/12/04ساعت 8:57 توسط من و سازم |
|
|
چرا آخه نبایستی تمامی توصیه های ایمنی به هموطنان گرامی انتقال داده بشه ؟!!! آخه مگه غیر از ایدز و هپاتیت بیماری مهلک دیگه ای نداریم ؟ اگر بلائی به واسطه این عدم آگاهی سر بدبختی بیاد کی مسئوله ؟ این هم نمونه اش : دوست پزشکم رو دیدم ٬ در حالی که اشکش سرازیر بود و بریده بریده حرف میزد ( اگر حدس زدید چرا؟!! ) تعریف کرد : دیشب کشیک بودم ٬ یهو دیدم یه مرد و زنی رو آوردن ٬ زنه سرش مثل هندونه قاچ خورده بود خون ازش سرازیر و بیهوش بود و آقاهه هم جلوی شلوارش خونین و مالین بود و نعره میزد ... با عجله بردیمشون تو اورژانس دیدیم قسمت ناموسی آقاهه به شدت دچار جراحت شده و آش و لاشه.. با تعجب پرسیدم چی شده آخه ؟ ایشان که لهجه با نمک آذری غلیظی داشتند گفتند: والا چی عرض کنم دکتر ...این خانوم من صرع داره و بعضی وقتها تشنج میگیردش . نشسته بودم رو مبل گلاب به روتون یه هو هوس کردم ( ۱۸-)از خانوم خواستم که بفرمان میل کنن ...ایشون هم قبول کردن وسط میل کردن ایشون یهو تشنجشون عود کرد و دندوناشون کلید شد. من هر چه داد و نعره زدم و فریاد کشیدم نتونستم کاری بکنم از زور درد داشتم میمردم یهو دیدم بغل دستم یه گلدونه برداشتم و با تمام قدرت زدم تو سر خانوم که دندوناش باز شه ....!!!!!!!!!!!! ... ------------------------------------------------------------------------- پی نوشت ۱ : دیدید حدستون غلط بود ! حالا فهمیدین دوست من چرا اشکش در اومده بود !!!! توصیه ۱ : اقایون زرت و زرت هوس نکنین توصیه ۲ : خانوما هرچیزی رو که بهتون تعارف زدن قبول نکنین توصیه ۳ : از قرار دادن گلدان در هر نقطه ای حلوگیری نمائید توصیه ۴ : خانومهای صرعی از کلاه ایمنی استفاده کنند توصیه ۵ : وزارت بهداشت در این رابطه پوسترهای آموزشی چاپ کند توصیه ۶ : توصیه های ایمنی را جدی بگیرید
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/11/27ساعت 12:16 توسط من و سازم |
|
|
نخیرم ...
همیشه اینطوری نیست که هر چیزی فقط بدی داشته باشه ...هر چیز بدی هم میتونه یه سری محاسن داشته باشه فقط بستگی داره که از کدوم زاویه به قضیه نیگا کنی ... مثال ؟!! شعر زیر !! ...فقط زاویه نگاهتون رو درست کنید شاید برای چشاتون خوب نباشه : در محضـــــر خلیـــــــفه بغـــــداد تاجـــــــــری احــــوالــپرس آمــــده بـود و لـــمیـــده بود شــــد بیـــــــن اختــلاط صدائـی از او بلنــــد بیچــــاره پیـــر و خسته ٬نزار و خمیده بود رنگ از رخش پرید و ز خجلت بخواست مرد زیـرا عجیـــــــــب پــرده عفـت دریـــده بود شخص خلیـفه زیـر سبیـلی !!! نمـــــود در از بس که سرد و گرم به دنیا چشیده بود افــــــــــزون بـر آن خـراج ورا نیــز عفــو کـــرد جـان چون که دید بر لب یــارو رسیـده بود وانـــگاه رو نمـــود بــه تاجـــر کـــه حاجتــی دیگر بخواه ٬ ... ( اختر بختش دمیده بود ) ...پیــــش از صــــدا بـــرای مجــازات رهـزنی در آن مقام ٬ خسته به کنجی خزیـده بود مـی گشــت بـا نـگـاه به دنبــال شـافعــــی طــالــــع از او رمــیــــده اگـــــر آرمــیده بود رقـــت نمــود تـاجــر و گفـتـا به من ببخــش این راهزن که گزمه دو گوشش بریــده بود بـــا عفـو دزد کــــرد خلیفــــه مـوافــقـــــــت زیـــــرا خـلاف قـول٬ کــس از وی ندیده بود یک هفتــه راهــزن پــی تـاجـر دویـــــد و زد بوسه به موضعی که صدا زان شنیده بود میگفت : جان فدای تو ٬وین مـوضع شریف غیر از صدای او که به دادم رسیده بود ؟ !!!
عباس خوش عمل |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/11/20ساعت 10:47 توسط من و سازم |
|
|
گفتم که بی تو شمع طرب تابناک نیست گفتا که سیمگون مه گیتی فروز هم !!! گفتم که بعد از این همه دلها که سوختی کس میخورد فریب تو؟ ......................گفتا .....................................هنوز هم!!! |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/11/13ساعت 9:5 توسط من و سازم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| مردي با قارچي در دست |
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
|
RSS
|