|
|
|
|
|
شترق..................... آخ!!!!! زهرمار مرتيكه ج.....ش ِ ك........ش!!فكر كردي من هم خواهر مادرتم بي ناموس ....از موي سفيدم خجالت نميكشي ك.....ي!!! ـــــــــــــــــــــــــــــــــ جد بزرگ ( عليه الرحمه ) را بيماري حادث گشته بود ،پروستات او را نزد طبيب برديم . معاينه سهل الوصول اينگونه است كه بيمار در حالت قمبل فنگ قرار گرفته و پزشك محترم انگشت بيلاخ غربي را تا فيها خالدون در ماتحت ايشان فرو نموده و بررسي نمايد كه آيا رسيده و موقع چيدن شده يا هنوز كال است .... جد بزرگ را با هزار ترفند و من بميرم تو بميري عريان نموده و به ضرب عصا و پس گردني از اتاق رانده شديم .... براي اطلاع از مابقي قضايا و داستان بین دکتر و جد بزرگ بعد از عمل شنيع "اقدام به معاينه" به پاراگراف اول مراجعه نمائيد
|
||
|
|
|
|
|
در بلاد فرنگ و سرزمين كفر براي هزارمين بار به چيزي برخورديم كه ما را پاك " كن فيكن " نمود در معبر عام و انظار عموم مشاهده نموديم دو نوجوان يكي پسركي كه تازه ادرارش به كف رسيده و پشت سبيل هنوز سبز ننموده و ديگري دوشيزه دافي تركه اي و زيبا با مشخصات " الف قامت دوست "، لب و لوچه را به هم چسبانده جوريكه هيچ منفذي براي تنفس از راه دهان باقي نمانده و غريقان نجات بايد بروند جلو تا باد بياد... آه كشان و حسرت كنان مي گذشتيم و بعد از دو ساعت كه رجعت مي نموديم عينا" مي ديديم كه اي بابا هنوز لينك برقرار و كانكشن قطع نشده است و همچنان مانند كاوشگراني كه با دقت در جستجوي شئي گرانبها هستند زبان را در حلق حريف گردانده و تا فيها خالدون گلوي طرف را با حس چشائي معاينه ميكنند ... اينجا بود كه ما كه ادعايمان ماتحت سماوات را مي دراند از شرمندگي سرمان را پائين آورده و پيش خود ميگفتيم : جل الخالق اين اجانب بچه گان ، مقدمه شان كه انقدر به درازا بكشد ، موخره شان چقدر زمان ميبرد ؟!!! ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ توصيه بهداشتي : به دوستان عزيزي كه مقدمه تا موخره شان سه سوت طول ميكشد توصيه مي گردد كه هرگز به بلاد كفر سر نزنند وگرنه دچار حناق مزمن گشته و خداي ناكرده انتحار نمايند به دليل سر افكندگي
|
||