|
|
|
|
|
همكارمان بر اثر بي احتياطي و استفاده از روش غلط دچار سانحه شكستگي غضروف گرديد،از قسمت چيز ( 18-) * جهت عيادت رهسپار گشتيم با دسته گل و شيريني... همسر بينوا از زور خجالت سرخ شده و با دستپاچگي از اتاق خارج گرديد....فكر اينكه چيز را گچ گرفته و به گردن آويزان نموده چاشني بمب خنده اي بود كه در حال انفجار بود ولي رودربايستي اجازه اين كار را نميداد ...قسمتي از ديالوگ عيادت را تقديم ميكنم : اولي : خوب رضا جون حالت چطوره ؟ رضا ( در حالي كه روي تشك ولو شده پاها را كاملا" از هم باز نموده و هرزگاهي با دست نوازشي بر عضو آسيب ديده ميكرد ) : شكر خدا بد نيستم دومي : خدا بد نده چي شده ؟ رضا : بد نبيني ( البته واضح و مبرهن بود كه خدا بد نداده يكي ديگه بد داده !! ) سومي : حالش چطوره ؟ رضا : حال كي ؟!! سومي : حال چيز ديگه .....قسمت شكسته شده!! ....( نزديك بود بگويم حال بچه!! ...كه جلوي خود را گرفتم ) رضا : هي ..بابام در اومد چشمتون روز بد نبينه .... چيز غريبي بود !...خود دكترا كف كرده بودن كاشكي ميشد نشونتون بدم ....البته عكسشو دارم !!! همگي : نه آقا قربون دستت ...زحمت نكش ....راضي به زحمت نيستيم .... ممنونم!!! اولي : حالا شكسته بوده ؟ رضا : بله از سه جا غضروفش شكسته بود كه عملش كردن سومي : مثل گوش نيستش كه وقتي بشكنه گوشت اضافه مياره ؟ رضا : چرا دكتر ميگه يك سانت بطولش اضافه ميشه !!!!!!!!!!!!!!!! دومي : شكسته بود ، كج شده بود ؟ رضا : آره دولا شده بود !!!! سومي : آخه چطور اينطوري شد ؟ رضا ( در حالي كه نگاه ميكرد تا همسرش نشنود) : آره چند شب پيش يه ينده خدائي رو سوار كردم .....و قس عليهذا ..... و گناه اينكار را به گردن آن خانوم انداخت و تلاش در جهت اثبات اين ماجرا كه باعث اينكار همسر گراميشان نيست و انواع داستانها كه خانمش نفهميده ماجرا چه بوده و فكر ميكند ايشان بر اثر شكستن قولنج با دست به اين درد مبتلا گشته !! در حين توضيح ايشان ما كه نشان ميداديم كه سراپاگوشيم و حرفش را مي پذيريم در دل ميگفتيم : ارواح عمه ات .... خودتي !! از ايشان رهنمون خواستيم كه چه شد كه اينطور شد و روش غلط چه بوده كه درس عبرتي براي بازماندگان باشد كه ايشان تمامي توصيه هاي ايمني را كه دكتر برايشان توضيح داده بودند عينا" بازگو نموده و ما با دقت تمام و جان دل سر تكان داده و آويزه گوش نموديم .... هنگام برگشت يكي به فكر اين بود كه هر جور شده يكبار غضروفش را بشكند ، يك سانت هم يك سانته !! يكي به فكر اينكه ديگر از اين روشهاي آكروباتيك اجرا نكند ! و ديگري به اينكه آخ اگر اينطوري شد جواب زنم رو چي بايد بدهم !
پ . ن 1 : آقايون لطفا" قولنج نشكنيد ...بعضي كارها زنانه است ..كار را به دست كاردان بسپاريد پ . ن 2 : اينا فيلمه آقا ....جلوه هاي ويژه است ...با كامپيوتر درستش ميكنن.... وگرنه مگه ميشه اينطوري پ . ن 3 : بيماران گرامي كه به اين درد مبتلا هستند جهت جلوگيري از پاره شدن بخيه لطفا" هنرهاي تجسمي را فراموش نموده و فقط از كانالهاي تلويزيون ايران استفاده نمائيد پ . ن 4 : يكي از حادثه ديدگان با آوازي در دستگاه دشتي : به من نگيد دائي ي ي ي به من بگيد خاله ه ه ه ه ه ه ه پ. ن 5 : در چنين مواردي بهتره از مرخصي استحقاقي استفاده نمود ...گواهي پزشكي آبرو براي آدم نمي گذارد |
||
|
|
|
|
|
خانم گوينده راديو ( با غميش ) : بعضي چيزا مثل شعر خودش بايد بياد ، مثل عشق !!!!!!!!!!!!!!! بنده در راستاي شناسائي چيزائي كه خودشون خود بخود بايد بيان موارد ذيل به ذهنم رسيد . حالا اين كه اينا اگر خودشون بيان بده يا خوبه و يا اينكه خودشون ميان يا بايد كاري كنيم تا بيان و يا اينكه اگر اومدن حالا چيكار كنيم من چيزي نميدونم ... 1- مهمون ناخونده 2- طلبكار 3- باباي طرف 4- گشت ارشاد 5- آب بینی 6- انواع اصوات معدوي و رودوي!!!!! 7- آروغ 8- Wc يا w60 9- قاطي شدن آب و روغن در خواب 10- بعضي چيزا دقيقا" اون موقعي كه نبايد بيان..... 11- يه سري چيزاي ديگه ---------------------------------------------------------------------------------------------- پ . ن : كاشكي براي عشق و اين حرفا هم ميشد رفت داروخانه يه دونه از اين بسته 3 تائي ها جهت پيشگيري گرفت |
||