|
|
|
|
|
لطفا" عين خود خواننده بخوانيد : بي عشق عمر آدم بي اعتقاد ميره با عشق عمر آدم هر دم به فاك ميره هردم به ..... |
||
|
|
|
|
|
گفتيم تفالي بزنيم به خواجه شيراز، لسان الغيب ،حافظ .... كه آقا جان تكليف ما چه ميشود و چه كار كنيم آخر؟ ...عقلمان يه چيزي ميگويد دلمان چيز ديگري ... به كجا رجوع كنيم و كدام جواب كار ما را ميدهند ؟ چنان گذاشت در كاسه مان كه گمان ميرود تا آخر عمر نياز به هيچ فال ديگري نداشته باشيم !!! فرمودند : ديدم به خواب خوش كه به دستم پياله بود تعبير رفت و كار به "دولت" حواله بود
احتمالا" خواجه هم فهميده كه وقتي اين قسمت تصميمي بگيرد عقل و دل بايد بروند كشكشان را بسابند -------------------------------------------------------------------------------------------------------- پ . ن : خدا رو شكر كه ايشان لسانشان غيب بوده اگر دوزار زبان داشتند چه تيكه هائي نثار مردم مي نمودند ....خدايش بيامرزد |
||