تبليغاتX
ایستاده با قارچ - خاطرات بيمارستاني (1)
 

شترق.....................

آخ!!!!!

زهرمار مرتيكه ج.....ش ِ ك........ش!!فكر كردي من هم خواهر مادرتم بي ناموس ....از موي سفيدم خجالت نميكشي ك.....ي!!!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

جد بزرگ ( عليه الرحمه ) را بيماري حادث گشته بود ،پروستات

او را نزد طبيب برديم . معاينه سهل الوصول اينگونه است كه بيمار در حالت قمبل فنگ قرار گرفته و پزشك محترم انگشت بيلاخ غربي را تا فيها خالدون در ماتحت ايشان فرو نموده و بررسي نمايد كه آيا رسيده و موقع چيدن شده يا هنوز كال است ....

جد بزرگ را با هزار ترفند و من بميرم  تو بميري عريان نموده و به ضرب عصا و پس گردني از اتاق رانده شديم ....

براي اطلاع از مابقي قضايا و داستان بین دکتر و جد بزرگ بعد از عمل شنيع "اقدام به معاينه" به پاراگراف اول مراجعه نمائيد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/07/28ساعت 9:34  توسط قارچی  |