|
|
|
|
|
آدمي وقتي سوال ميپرسد ميبايست جمله اش را كامل ادا كند وگرنه آدم ساده اي مثل من از كجا بايد بداند كه منظور ايشان چيست ؟ علم غيب نداريم كه ... دوران دانشگاه بود ....وارد كلاس شدم ...دختر و پسر مشغول سر وصدا و داد وبيداد بودند ... از آنجائي كه بنده در كل دانشگاه به عنوان ساده ترين و معصومترين فرد شناخته شده بودم بچه ها به محض ديدن من گفتند بيا ...فلاني اومد ...خانم " ش" كه اعتماد به نفس كاذب عجيبي در زمينه زيبائي داشت و بر با مزه بودن خود بسيار اصرار ميورزيد به طرف من اومد و گفت : - فلاني نطر تو چيه ؟ - من ؟ واسه چي ؟ - ميخوايم با استاد صحبت كنيم بندازه عقب !!!!!!!! - جدي ؟!!ميخواين بندازه عقب ؟!! - آره خب ...بهتره بابا! - بهتر و بدتريشو نميدونم ...خودتون ميدونين ....اگر فكر ميكنين بندازه عقب بهتره خب بندازين عقب ...حالا من بايد چيكار كنم ؟!! - هيچي ديگه تو هم اصرار كن ! - من اصرار كنم بندازه عقب ؟!!!! - آره ديگه ... ( بچه ها كه مي دونستن كه من چقدر ساده ام و اين حرفها همه اش از روي دلپاكي منه و منتظر پايان اين ماجرا بودن ميخنديدن و ايشون هنوز متوجه نشده بود ...) - باشه ....من با استاد صحبت ميكنم كه بندازه عقب ولي اگر قبول نكرد چي ؟ - چرا اگه همه اصرار كنيم قبول مي كنه - شايد خوشش نياد !! - از چي ؟!!!! - كه بندازه عقب ( اينجا بود كه دوستمون فهميد بچه ها چرا ميخندن ولي نخواست خودشو از تك و تا بندازه ) - حالا شما هم بگو اينجوري فرصت داريم حداقل يه ذره بخونيم - آره خب اينطوري آدم ميتونه كتاب دستش بگيره .... -------------------------------------------------------------------------- هنوزم كه هنوزه نميدونم استاد عقب انداخت يا نه .....ولي امتحان سر موقع خودش برگزار شد
|
||